مراد على شمس
602
با علامه در الميزان ( فارسى )
پس ، نفس انسانيت و آزادهء از زندگى ، آنچه كه نفوس رذيله و پست برايش سر و دست مىشكنند را مذمت كرده و ناپسند مىداند ، و از آن بيزارى مىجويد ، هرچند كه در اين بيزارى جستن ، مورد ملامت و هرشفاعتى ديگر قرار بگيرد ، و هرچند كه در اثر دورى از آن دچار فقر و مسكنت گردد . « 1 » س 583 - با اينكه « فيض » و بخشش الهى مطلق و غير محدود است « وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً » « 2 » ، پس اين منشأ اختلاف انواع و افراد از كجاست ؟ ( بحث فلسفى ) ج - اين جهات اختلاف كه موجودات از نظر « نقص و كمال » و « وجود و فقدان » دارند مربوط به خود آنهاست ، نه وجودآورنده و آفريدگارشان ، براى اينكه اين اختلافات : يا اختلافهايى است كه در اصل نوعى و يا لوازم نوعيه باهم دارند ، به اين معنى كه نوعى چنين است و نوعى چنان يعنى درواقع منشأ اين اختلافات ماهيات است كه قابليت گرفتن وجود ، در آنها مختلف است ، مانند انسان و اسب ، كه هم در اصل نوع و هم در لوازم نوع باهم اختلاف دارند ، يكى به اندازهء معيّنى از وجود گرفته و ديگرى بيشاز آن را . و يا اختلافى است كه افراد يكنوع ، در كمال و نقص باهم دارند ، يكى از ميان ساير افراد واجد كمالاتى مىگردد ، در حالى كه ديگران فاقد آنند ، و آنها هم كه واجدند بعضى حد كامل آن را دارند ، و بعضى ناقصش را ، و منشأ اين گونه اختلافات ، به جهت اختلافى است كه در استعدادهاى مادى آنها است كه آن هم ناشى از اختلاف علل نهفتهاى است كه افاضه را از ناحيهء علّت و استفاضه
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 210 . ( 2 ) . سورهء اسرى ، آيهء 20 .